روز از نو!
کاش دوستانم بیان و یک بار دیگه اینجا بشه خونه ی ادریسیهای سابق، کااااااااش...!
خانه ای به وسعت خاطره ها!
کاش دوستانم بیان و یک بار دیگه اینجا بشه خونه ی ادریسیهای سابق، کااااااااش...!
خب دلم گرفته٬ بی خیال! اصل حالتون که خوبه؟ می رویم در شعر!
من را به یاد خاطره هایم نیاندازید
گوری سیاه بلعیده آنها را
دیگر نه شوق مانده نه انتظار دیدن آن
انگار مرده اند همه آن روزهای پر معنا
امروز گفتن از آن روزهای من ننگ است
ننگی که تا سیاه ماندنی است٬ می ماند
ننگی که تطهیر نخواهد شد
ننگی که انگار می ماند
شاعرترین لحظه های سپیدمان بودم
مردی پر از شعور و شور و شیدایی
مردی برای زیستن تا صبح
مردی برای پاک بودن تا مرگ
اما زمین سیاهم کرد
برد و در چاله ای خاکم کرد
مرگ سراغ مرا گرفت
باز هم دنیا٬ روسیاهم کرد

سالها بود که ماه مبارک رمضان مصادف بود با پخش برنامه ماه عسل از شبکه سه سیما. برنامه ای که از همان ابتدا با مجریان قوی و جوان صداوسیما در بین ساعات زیبای افطار مردم ایران جای خود را باز کرد و از بسیاری از سریالهای پرطرفدار تلویزیون بیشتر بیننده داشت. البته همین طرفداران زیاد و بیننده های پر و پا قرص بلای جان این برنامه شد گرچه رک و روراست و جوان بودن مجریانش نیز مزید بر علت شد که حساسیت ها در مورد آن بالا بگیرد و هر از چند گاهی مورد الطفات دوستان مسئول در صدا و سیما قرار گیرد.
چندی پیش٬ خبرها حاکی از آن بود که فرزاد حسنی مجری توانایی که همیشه طرفداران و منتقدان خاص خودش را در رسانه ملی دارد٬ به عنوان مجری این برنامه انتخاب شده است٬ اما ناگهان در اولین افطار از ماه مبارک رمضان٬ شبکه سه سیما مردم ایران را دچار حیرتی عمیق کرد و یک لحظه آنها حس کردند که سریال فاصله ها تمام نشده است و قرار است افطار را هم با آنها باشد٬ ولی قرائت بیت شعری که حسن جوهرچی در همان لحظات اولیه بواسطه آن تپق زد٬ به همه فهماند که رودست خورده اند و دوباره یک بازیگر از سریالی نسبتا محبوب قرار است افطار آنها را پر از خنده هایی از سر دلخوری و تمسخر کند.
شبکه سه دقیقا همان زمانی که مردم به درایت و حسن مدیریت آن شبکه احسنت می گفتند٬ آنها را ناامید کرد و البته امیدوار تا حسن جوهرچی هم روزی بیاید و مثل آن جوان ناپخته که میهمانی چند روزه بود٬بگوید که من هم می روم. مومن بایستی زیرک باشد٬ چگونه است که این مدیران سیما به این راحتی از تجربه ای که پیدا کرده اند بهره نمی برند و دوباره چون کودکی بی تجربه دست به سعی و خطا می زنند؟
اما اگر از دلیل آن بخواهیم پرس و جو کنیم پایگاه خبری سینمافا آن را محصول مخالفت آقای میرباقری معاونت سیما می داند و تهیه کننده آن علی احمدی ابلاغیه صدا و سیما را. به هر حال هر چه هست و هر که ٬ کسی آن بالاهای صدا و سیما نمی خواهد که فرزاد حسنی بیاید روی صندلی ماه عسل بنشیند.
امروز هنوز از حس خوب پول داشتن داشتیم این شب عیدی حال از خودمان در می کردیم که ناگاه چشم مبارک به دو فقره دفترچه قسط وام ازدواج افتاد که حالمان را دگرگون ساخت و ختده از رخسارمان ستاند. سپس به ماشین که وارد شدیم متوجه درجه فروافتاده بنزین شدیم که اخمهایمان را در هم کرد و در نهایت برای خرید مرغ که رفتیم و گفتند که مرغ ارزان یعنی همان گران دیروزی را ندارند دادمان بلند شد و عصاب رو به سگی گذاشت. خلاصه احوالات متغیر این شب عیدی به احوالات متغیر جوی این فصل می ماند که بد فرم متغیر است. گاه می بارد٬ گاهی انسان را از فرط گرما می کشد و به همه ابناع بشر می چشاند که حال کردن با این فصل یه کم بی حالتان می کند.
بگذارید همینجا بس کنیم که بس نکنیم شما خواندن را بس می کنید٬ پس بدرود تا بعد!
دوستانم کجایند؟ نمی دانم! کتایون و الهام و سحر که مانده بودند هم انگار مشغول زندگی خودشانند. ولی آنها هم می آیند و بالاخره امیدوارم که این خانه را دوباره خانه تکانی کنم. امروز روز خوب ولی کسل آوری بوده تا حالا ولی خانه ادریسیهای من بالاخره دوباره جان گرفت! به افتخارش هورررااااااا!!!
بلشویکهای قاتل بیرون خانه رژه ی مرگ می روند و حتی یاد عمه رحیلا هم به خانه اجازه ی ورود ندارد. زور قهرمان رشید هم نم کشیده انگار! صدای چکمه می آید پشت در خانه! ترس می دود در حیاط٬ پشت پنجره ها و در غلامگردها می گردد!
دوباره صدای مبهمی می آید٬ صدای هولناکی است شبیه صدای قهقهه های شوکت که در گوشهای وهاب می پیچید. غم نشسته در دلهای همه! رکسانا هم نیست٬ بوی عطر رحیلا هم گم شده است پشت بوی باروت بلشویکها! بوی باروت می آید٬ عطری نیست اینجا!
امروز دیگر باید بدانیم که همه چیز تمام شده است و امیدهای ما اگر چه ناامید گشته ولی باید بدانیم که نباید هیجانات بر ما غلبه نماید و احساس بر ما حکم براند که بدین ترتیب موجبات خسران و صدمه دیدن خود و نزدیکانمان را فراهم نماییم.
این اتفاقی که افتاد را شاید می شد از قبل پیش بینی نمود ولی ما زیاد امیدوار بودیم و امروز می دانم که خیلی همه ناراحتیم٬ ولی دوستان چهار سال دیگر کاملا قانونی و قانونمدار با خاتمی دوباره موج سبز را از نو خواهیم ساخت. لطفا تا آن روز مراقب خودتان باشید و قانون شکنی نکنید و مراقب آبروی نظام و نگاه دیگران که به ماست٬ باشید. امروز ایران در جلوی چشم همه ی جهان قرار دارد. دوستان من٬ کاری نکنید که خودمان ارزشهایی که خود باور داریم را زیر سوال ببریم٬ خودتان را کنترل کنید و برای آینده ای خوب و سبز برنامه ریزی کنید. خودتان را سبز نگاه دارید و تا زمانی که ایران را سبز خواهیم کرد٬ صبر کنید.
دوستان عزیز سبز اندیش من در سراسر ایران و جهان٬ بدانید که این حماسه برای ما است و حضور هشتاد و پنج درصدی هدیه شما خواهران و برادران سبز اندیش بودُ به نظام جمهوری اسلامی ایران و این از همه چیز مهم تر و با ارزش تر است. امروز ما هستیم که مدال افتخار این حضور سبز را بر سینه داریم و باید بدان افتخار کنیم. لطفا با هیجانات و احساسات زودگذر خرابش نکنید. بی بی سی فارسی دلش برای ما نسوخته که اینها را نشان می دهد. امروز صبر و تلاش وظیفه ای است که همه بر عهده داریم.
پس بیایید با عقلانیتی که به آن مزین هستید و صفت قانونمداری که همیشه به آن افتخار کرده اید٬ با متانت و صبر برای آینده ای خوب٬ سبز و پرامید تلاش کنیم.

همانطور که در راس نمودار شاهد هستید این نمودار شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران است که متعلق به دوره های سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ است. رشد صعودی شاخص نشان دهنده افزایش قیمت ها به صورت فزاینده است. لازم به ذکر است که این نمودار متعلق به صفحه ی ۵ از گزارش شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران اسفند ماه ۱۳۸۷ است که توسط دایره شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی بانک مرکزی جهوری اسلامی ایران چاپ شده است.
انتشار آمارهای غیرواقعی توسط رییس دولت کنونی٬ دلیلی جز فریب افکار عمومی و پنهان سازی واقعیات ندارد. توهین به شعور مردم و بازی کردن با آنها تنها برایند حاصل از این اقدامات دولت نهم است. امیدوار هستم که مردم با آگاهی یافتن از این اقدامات دولتی٬ به کسی رای دهند که برای آنها ارزش قایل است و به آنها دروغ نمی گوید.
این حرفهای مبهم وقتی همراه آمارهایی می شوند این می شود که آقای احمدی نژاد در مقابل آقای کروبی می نشینند٬ به جای اینکه جواب این سوال او را بدهد که چرا اقلام مورد نیاز مردم اینقدر گرانتر شده است در حالی که شم از بهتر شدن اوضاع حرف می زنید؟ فقط احمدی نژاد حرفهای حاشیه ای زده و دوباره از آمارهایش می گوید و همان حرفها که چاشنی می شود با مسایلی اقتصادی که بایستی کروبی جواب دهد.
اما دیشب میرحسین موسوی وقتی آمارهای واقعی را نشان داد و نشان داد ضریب جینی یا همان ضریب عدالت در اقتصاد٬ متوجه می شویم که نه٬ این چهار سال اتفاقات دیگری افتاده است و آنچه آقای احمدی نژاد نشان می دهند یا محصول توهمات ایشان است و یا اینکه می خواهند دروغی بگویند تا در قدرت بمانند.
همانطور که دیشب نمودار واقعی ضریب جینی را مشاهده نمودیم٬ فاصله ی طبقاتی بجای اینکه کاهش یافته باشد تا عدالت در جامعه گسترش یابد٬ دولت عدالت محور آقای احمدی نژاد این فاصله طبقاتی را افزایش داده و مستقیما در راستای منافع ثروتمندان قدم برداشته اند. این همان چیزی است آقای موسوی گفتند که فساد واقعی اقتصادی است و در دولت نهم٬ شکل گرفته است و به طرز وحشتناکی گسترش یافته است. فسادی که شیره ی مردم مستضعف درد کشیده را می کشد و آنها را در ورطه ی فقر و استضعاف بیشتر و بشتر می غلطاند.
از تورم هم بایستی گفت که واقعا نمی دانم چگونه می خواهند توجیهش کنند؟ تورم بیست و چند درصدی را می گویند ۱۵ درصد و تازه خود را خیرخواه مردم می خوانند. این دروغ فقط دروغ نیست بلکه به هیچ شمردن شعور مردمی است که تفاوت قیمتها را با چهار سال پیش می سنجند و متوجه این تورم زیاد هستند. این حرف به این معناست که دولت هر چه بخواهید می گوید و به فهم مردم بزرگوار ایران٬ توهین می کنند. مردمی که واقعا چقدر نامردانه به بازیچه دست آقای احمدی نژاد درآمده است و او هر چه بخواهد را به مردم الغا می کند و دروغ می گوید و آنها گمراه می سازد.
عدالت و مهری که آقای احمدی نژاد از آن دم می زند٬ همان گسترش فساد اقتصادی و دروغ پردازی و گمراه ساختن مردم است و معنای دیگری ندارد. این همان چیزی است که امروز اتفاق می افتد٬ نه آنچه آقای احمدی نژاد می گوید. لطفا آقای رییس جهور دیگر به ما مردم ایران٬ دروغ نگویید و شعور ما را مسخره ننمایید. امروز ما مردم٬ به کسی رای می دهیم که صادقانه به ما گفت که علت فساد در کجاست و عاملش کیست. خداحافظ آقای احمدی نژاد!